باسلام
این بار قصد پرداختن به موضوعی بسیار جالب وبحث برانگیز حداقل در دانشگاه ما را دارم.
خیلی خنده داره ، ما بچه های robotic engineering هنوز بین خودمون و اساتیدمون شک هستش که آقا بالاخره این کلمه فارسی robot و robotic رو چه جوری مینویسن؟
فرهنگ لغت دکتر حسن انوری
ربات robat ]انگـ : robot , از چِکی:robota =, ربوت [(اِ.)(برق)
ماشینی که تمام یا بخشی از آن متحرک است و کارهائی را بطور خودکار انجام میدهد.از آن معمولاً برای انجام دادن کارهای تکراری ،مشکل یا خطرناک استفاده میشود؛ ربوت.
رباتیک roba-tic ] از انگـ : robotic [ (اِ)(از برق) علمی که به طراحی ،ساخت و نحوهء استفاده از ربات میپردازد ؛ روبوتیک.
روبات robot ]انگـ .[(اِ)(برق) ربات →
روباتیکrobatik ]انگـ .[(اِ)(برق) رباتیک →
فرهنگ نامه دهخدا-1346 ه ش-تهران- "در واقع تا سال 1363 چنین واژه ای در هیچ فرهنگ لغتی نبوده است."
فرهنگ زبان فارسی-دکتر مهشید مشیری 1369
ربوت [robat] (=ربوط=رباط)(انگـ.robot) (ا.) دشتگاه اتومکانیکی که میتواند در انجام بعضی از کارها جانشین انسان بشود ؛ آدم ماشینی.
فرهنگ معاصر فارسی امروز-ویراست جدید-صدری افشان و حکمی-تهران 1381
ربات / robaˆt، ها /:اسم.ا.ماشین شبیه انسان که برخی کارهای انشانی (مانند سخن گفتن یا راه رفتن) را انجام میدهد.2-اسباب یا دستگاه خودکاری که فعالیت های بظاهر مستلزم هوشمندی را انجام میدهد * رُوبات؛رُبُوت؛رُوبُوت.
رباتیک / robaˆtik /:اسم.دانش و فناوری ساخت و نگهداری رباتها و بهره برداری از آنها؛رُوباتیک؛ رُبُوتیک؛رُوبُوتیک.
فرهنگ کامل فارسی(یا فرهنگ دری برای ملل ابرانی،تاجیک،افغان،خوارزم،فارسی زبانان از بنگال و هند و پاکستان و قفقاز و آسیای غربی کُرد)
ربات-ربوت robot:-انگـ - [ا].آدم ماشینی.
روبات:[ا]. روبوت ،ربوت.
من تعداد زیادی از فرهنگ لغات را جستجو کردم میتوانم بگویم تقریبا تنها همین فرهنگ ها به این لغت پرداخته بودند.