برای ارائه یک پروژه ایده آل باید اول یک طرح کلی تهیه کرد.البته تا اواسط ترم حتماً خودتون طرح خاصی رو که مدنظرتون بوده تهیه کردید.اما اگه هنوز کار پروژه رو شروع نکردید می تونید از این دستورالعملها استفاده کنید.
1-یادگیری زبان
verilog که برای این کار می توانید از کتب فارسی یا جزوه ترم پیش بچه های IT یا Pdfهای انگلیسی آقای semir plantikar فصلهای 3،4،5،6استفاده کنید.2-شماتیک کلی مدار را به صورت گیت های منطقی روی کاغذ رسم کنید.
3-حالا تنها کار باقیمانده ترجمه طرح مرحله قبل به زبان
verilog است.تا اینجا می توانید یک پروژه نسبتا کامل مدار منطقی رو تحویل مهندس گرایلو بدیدو نمره بگیرید ولی با انجام یه مرحله اضافی ....نمره اضافی.....
4-پیاده سازی و شبیه سازی مدار با یکی از نرم افزارهای
veriloger pro-modelsim-leonardo-ISE 8_1ضمنا در تمامی این مراحل می توانید از کتب و منابع مهندس گرایلو کمک بگیرید.
البته به خاطر داشته باشید که باید در طول ترم کتاب رو خوب یاد بگیرید و با کلاس جلو برید.
موفق باشید
در
در شبکه ارتباطی مغز انسانها سیگنالهای ارتباطی به صورت پالسهای الکتریکی هستند.جزء اصلی مغز نرون است که از یک ساختمان سلولی و مجموعه ای از شیارها و خطوط تشکیل شده و شیارها محل ورود اطلاعات به نرون هستند وخطوط محل خروج اطلاعات از نرون اند . نقطه اتصال یک نرون به نرون دیگر را سیناپس می نامند که مانند دروازه یا کلید عمل مي کنند. اگر واکنشهایی که میلیونها نرون مختلف به پالسهای متفاوت نشان میدهند با یکدیگر هماهنگ باشند ممکن است پدیده های مهمی در مغز رخ دهد.
آندسته از پژوهشگران هوش مصنوعی که رویکرد مدل مغزی را دنبال می کنند گونه ای از مدارهای الکتریکی را طراحی کرده اند که تا حدی شبکه مغز را شبیه سازی میکند در این روش هر گره (نرون)به تنهایی یک پردازنده است ولی رایانه های معمولی حداکثر چند cpuدارند هدف عمده کامپیوتر شبکه عصبی این است که مکانیسمی طراحی کند که همانند مغز انسان بازخورد مثبت یاد بگیرد پاسخهای درست و نادرست کدامند. سیستم شبکه عصبی این کار را از طریق ارزشگذاری کمی برای ارتباطات سیگنالها بین نرونها انجام میدهد مکانیسم ارزشگذاری توسط مقاومتها با تقویت یا تضعیف پالسها انجام میشود.چون شبکه های عصبی میلیونها نرون دارند خرابی تعدادی از آنها تاثیر چندانی برعملکرد سیستم نمی گذارد تا کنون چند سیستم آزمایشی با استفاده از این اصول طراحی و ساخته شده اند مثلاًدر بررسی های زیست محیطی، شبکه های عصبی برای جمع آوری و تحلیل اطلاعاتی که از راه دور حس شده اند مورد استفاده قرار می گیرند اطلاعاتی که اغلب سفینه ها مخابره می کنند بسیار حجیم است.شبکه های عصبی این اطلاعات را به راحتی دسته بندی کرده وپس از جمع آوری اطلاعات ذهنی و تجسمی نتایج جالبی به دست می آورند (مثلاًتشخیص انواع خاصی از ابرها) البته این فرایند با آنچه سیستم های خبره انجام می دهند متفاوت است زیرا این سیستم ها ابزارهای تصمیم سازی هستند و می توانند حجم زیادی از اطلاعات را به سرعت تحلیل کنند شبکه های عصبی برای مدل سازی فرایندهای فکری-مغزی که زمینه ی دیگری برای مطالعات حساس به اطلاعات و پیچیدگی است مورد استفاده قرار گرفته است .
به سوی آینده
هوش مصنوعی هنوز راه درازی در پیش دارد؛شبکه سازی عصبی (که با اغماض ارتباط گرایی هم نامیده می شود)در سالهای اخیر تغییرات عمده ای را شاهد بوده است .به عنوان نمونه برخی پژوهشگران پیش بینی میکنند به کمک تکنولوژی نرم افزاری جدید شبکه های عصبی با کامپیوترهای شخصی ترتیب داده خواهند شد و پیش بینی بازار سهام را ممکن خواهند کرد افرادی که درباره ی هوش مصنوعی وتوانایی های آن مرددند اظهار می دارند اگر هوش مصنوعی محقق شود ناچار است از دنیای منطقی،قانونمند ونمادین کامپیوترهای دیجیتال خارج شوند و به دنیای مبهم (حاصل از منطق فازی)شبکه های عصبی که مبتنی بر سیستم گسترده ی یاد گیری بازخوردی هستند پا بگذارد .
امروزه نگرش تازه ای نسبت به هوش مصنوعی ایجاد شده است که در بسیاری از آزمایشگاهها تحت بررسی است :دانشمندان سعی می کنند دریابند آیا مجموعه ای از روباتهای نیمه هوشمندمی توان یک هوش جمعی ایجاد کنند به گونه ای که از اعضای تشکیل دهنده اش باهوش تر باشد.

حتما با سیستم های مخابراتی تا حدی آشنایی دارید.سیستمهای مخابراتی سه بخش اساسی دارد : 1-فرستنده ,2- کانال ارسال و3- گیرنده . هر کدام از این قسمتها نقش خاصی را در انتقال سیگنالهای مخابراتی بصورت زیر ایفا می کند :
“فرستنده " سیگنال ورودی را به جریان می اندازد و این انرژی رابه سیگنال ورودی میدهد تا سیگنال ارسالی مناسبی با مشخصات خط مورد نظر ارسال تولید کند . تولید سیگنال برای ارسال تقریبأ همواره " مدولاسیون " را در بردارد و ممکن است شامل " کد گذاری " نیز باشد.
“کانال ارسال " وسیله ای الکتریکی است که مثل پلی میان مبدأ و مقصد است .این پل ممکن است یک جفت سیم , یک کابل هم محور یا یک موج رادیویی یا پرتولیزری باشد . هر کانالی مقداری تلفات انتقال یا "تضعیف" دارد . بنابراین قدرت سیگنال با افزوده شدن فاصله کاهش می یابد.
“گیرنده " روی سیگنال خروجی از کانال ارسال عمل می کند تا آنرا در مقصد به مبدل برساند . عملیات گیرنده شامل "تقویت " جهت جبران تلفات انتقال و "دی مدولاسیون " و "دی کدینگ" برای معکوس کردن پردازش _ سیگنالی انجام شده در فرستنده می باشد .
تاثیرات مزاحم مختلفی در مسیر ارسال سیگنالی انباشته می شوند . تضعیف بدین جهت مزاحم است که "قدرت" سیگنال در گیرنده را کاهش می دهد. بهرحال مسائل مهمتر عبارتند از : اعوجاج , تداخل و نویز که بصورت تغییر شکل سیگنال ظاهر می شود . اگر چه ممکن است که این مزاحم ها در هر نقطه ای بروز کنند , روش استاندارد آنست که آنها را در خط بطور کامل از بین ببریم تا فرستنده و گیرنده ایده آل باشد.اعوجاج تغییر شکل موج است که بخاطر پاسخ ناقص سیستم به سیگنال مورد نظر بوجود می آید . اعوجاج هنگام قطع سیگنال ناپدید میشود در حالی که نویز و تداخل چنین نیست . اگر کانال یک پاسخ خطی اما اعوجاجی داشته باشد , در این موقع می توان اعوجاج را تصحیح نمود یا حداقل به کمک فیلتر های مخصوص بنام " اکوآلایزرها " آنرا کاهش داد .
تداخل به معنی تاثیر ناخواسته ی سیگنالهای بیگانه از منابع انسانی , فرستنده های دیگر , خطوط نیرو و دستگاهها , مدارهای سوئچینگ و غیره می باشد . تداخل غالبأ در سیستم های رادیویی که آنتن های گیرنده اش معمولأ در یک زمان چندین سیگنال را متوقف می کنند بروز می کند . اگر سیم های انتقال یا ترتیب مدارها در گیرنده سیگنالهای تشعشع شده از منابع نزدیک را بگیرد , تداخل فرکانس رادیویی ( RFI ) هم در سیستم های خطی ظاهر می شود . فیلتر کردن مناسب , در از بین بردن سیگنالهای تداخلی در فرکانسهای غیر از فرکانس سیگنال مورد نظر موثر می باشد .
نویز به سیگنال های الکتریکی تصادفی و غیر قابل پیش بینی اطلاق می شود که توسط فرایندهای طبیعی چه در داخل سیستم و چه در خارج آن تولید می شود . هنگامی که چنین متغیر های تصادفی روی یک سیگنال حاوی اطلاعات تحمیل می شود ممکن است که قسمتی از پیام مختل شود یا اینکه پیام از بین برود . فیلتر کردن نویز مزاحم را از بین می برد . اما مقداری نویز بصورت اجتناب ناپذیر باقی می ماند که نمی توان آنرا از بین برد.
این نویز یکی از محدودیت های اساسی سیستم را تشکیل می دهد .
نهایتأ باید توجه نمود که شکل مورد نظر انتقال یک طرفه یا "سیمپلکس" ( SX) را ارائه می کند . البته ارتباط دو طرفه به یک فرستنده و گیرنده در هر طرف نیاز دارد.
سیستم “دوپلکس کامل " ( FDX ) کانالی دارد که انتقال همزمان در هر دو جهت را امکان پذیر می سازد . سیستم " نیم دوپلکس " ( HDX ) انتقال را امکان پذیز می سازد اما نه همزمان. برگرفته از مقاله خانم میرالحسینی
ICهای LM317
همه کسانی که آشنایی هر چند محدود با سخت افزار الکترونیکی دارند می دونند که تقریبا هر سیستم الکترونیکی به یک منبع تغذیه ی DC نیاز دارد. این منبع DC باید در مقابل تغییرات ولتاژ ورودی(برق شهر) و همچنین تغییرات بار(مصرف کننده) تثبیت شده باشد، پس در واقع مدارات مجتمع رگولاتور از عناصر ولتاژ مرجع(مثل دیودهای زنر) برای تثبیت ولتاژ استفاده می کنند. متداولترین آی سی های رگولاتور معمولا 3 پایه(سری 78xx) یا 5 پایه(مثل L200) یا بیشتر (مثل LM723 با 14 پایه) می باشند. دسته ای از رگولاتور های سه پایه مثل سری 78xx دارای ولتاژ ثابت اند و گروهی دیگر از سری LM، ولتاژ خروجی قابل تنظیم دارند . آی سی های سری 78xx ( دو رقم آخر بیانگر ولتاژ ثابت خروجی است) جریان 1 آمپر را تامین می کنند و از 5 تا 24 ولت وجود دارند. مثلا شماره ی 7808 دارای ولتاژ 24 و جریان 1 آمپر است. xx می تواند اعدادی مثل 05، 06، 08، 10، 12، 15، 18 یا 24 باشد. رگولاتور های سری LM با ولتاژ های متغیرنیز موجودند و رگولاتور بسیار دقیق و جالب LM723 که دارای 14 پایه است، ولتاژ خروجی متغیر 2 تا 37 و جریان 150 میلی آمپر را بدون ترانزیستور خارجی تامین میکند که با افزودن ترانزیستور تا 10 آمپر قابلیت افزایش جریان را داراست.
البته آی سی های سه پایه رایج ترین انواع قابل استفاده در مدارات مجتمع هستند .رگولاتوری که در اینجا می خواهیم ازآن برای استفاده در ساخت یک منبع تغذیه صحبت کنیم، آی سی سه پایه LM317 است.از این رگولاتور می توان به عنوان یک منبع تغذیه ی آزمایشگاهی یا به عنوان منبع تغذیه ی پروژه های الکترونیکی استفاده کرد. این آی سی همانطور که می دانید ولتاژمتغیردر اختیار می گذاردکه در رنج 1.2 تا 37 تغییر می کند، همچنین حداکثر جریان خروجی تا 1.5 آمپر و درصد رگولاسیون 0.1 درصد که بسیار مناسب می باشد.البته اگر جریان 1.5 آمپر برای استفاده شما کافی نیست می توانید از LM338 با 5 آمپر جریان استفاده کنید و همچنین زوج منفی LM317، آی سی LM337 است که ولتاژ منفی 1.2- تا 37- رو تامین میکند.
اجزا مورد نیاز
F1 - 2A فیوز با عملکرد سریع
R3 - 4700 Ohms پتانسیومتر
F2 - 250mA فیوز با عملکرد سریع
C1 - 4700uF/35v
S1 - سوییچ
C2 - 1uF/35v
T1 - ترانسفورماتور 3 آمپر با ثانویه ی 9-0-9
C3 - 1000uF/35v
U1 - LM 317 آی سی رگولاتور
U2 - PIV پل یکسوساز 4 آمپر و 100 ولت
R2 - 1700 Ohms 1/2 Watt
R1 - 220 Ohms 1/2 Watt
Voltmeter - ولت 30-0
Ampmeter - 1.5-0 آمپر
Heatsink - حداقل 8 سانت در 8 سانت
Blower - فن کوچک 12 ولت
نکته
بسته به امکانات در دسترس می توانید از بعضی از اجزا بدون ایجاد خللی در کار مدار صرف نظر کنید.مثلا فیوزها فقط برای محافظت مدار هستند و وجودشان الزامی نیست. همچنین ولت متر و آمپر متر در صورتی مفیدند که بخواهیم یک منبع تغذیه ی آزمایشگاهی بسازیم ولی در مورد پروژه ها وجودشان ضرورتی ندارد. در مورد فن هم در صورت وجود، در جریان های بالا منبع خنک تر خواهد بود و بسته به نظر شما قابل حذف است و Heatsink کفایت میکند. واضح است که به جای پل یکسوساز می توانید از چهار دیود به صورت مجزا استفاده کنید و پل را خودتان بسازید اما PIV و جریان را در نظر بگیرید.
توضیح:
این مدار کاملا عملی و تخصصی است و قطعاتش به وفور در بازار پیدا میشود و میتواند بسته به نیاز شما قابل انعطاف باشد، ولتاژ خروجی 37 ولت تنها در صورتی قابل دسترس است که ثانویه ی ترانس شما در این حدود باشد. در صورتی که از رگولاتور LM338 استفاده میکنید، سعی کنید حتما از فن استفاده کنید در صورتی که برای LM317 استفاده از فن چندان ضرورتی ندارد.

عبیری